درداستان آدم چنانکه میدانیم سرانجام آدم به آن شجره منهیه نزدیک میشود و از آن میوه ممنوعه می خورد و لباس اولیه از تنش بیرون می آید لباس او از تنش جدا می شود و بر خلاف همه برادران حیوانی و جانوران همسفروهمراهش با سروپای برهنه بدون سم و دم تنپوش و پاپوش وارد این دنیای شگفت انگیز می شود لیکن در این مرحله بی لباسی و بی حفاظی خداوند به آدمی یک لباس جایگزین می دهد ، یعنی خداوندآدمی را به حال خودش رها نکرد بلکه لباس وپوشش دیگری به او داد خود این گرفتاری و مرارت وسختیها آدمی را وادار کرد تا فکرش را به کار بیاندازد و همچنین شد درعالم یاس وسرخوردگی و آوارگی و گرفتاری و بی پناهی با رقه ای از امید در دل آدمی پدید آمد و به فکر چاره جویی افتادوسرانجام فکر خلاق وچاره اندیش او در برابرسرما وگرماو باد باران به کار افتاد واورا مجبورکرد تا برای خودش لباس فراهم کند لباس گرفته شده از محیط.
« لباساًوریشاً »
« پوشش و آرایش، گرفته از محیط »
چنانکه می فرماید :
« ای بنی آدم،ما فرستادیم برای شما یک لباسی را که بپوشاند عورات و
لختی های شما را و فرستادیم برای شما زینت هایی را در ازاء آن فقدان
ومحرومیت واین نعمت رحمت و لباس مجدداً در اختیار انسان قرار گرفت.









